من و خاطراتم...

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

طاعات و عباداتتون قبول ان شااللهدیشب وزنم 78.800 بود.امشب بازم افطار دعوتیم.خدا بخیر بگذرونه.دیشب سحر 5 قاشق عدس پلو و یه نیمرو و دوتا شلیل خوردم.این اوج رعایتم بود.از فردا باید هرروز یه ورزش کوچولو داشته باشم.وقتی نمونده و من گیر کردم رو این وزن....شکم و پهلوم خیلی بزرگه...مطمئنم حلقه ابش میکنه.دیشب امیرعلی هم تا سحر با ما بیدار بود و برای خودش بازی میکرد.با ما سحری خورد و خوابید.منم الان یه چشمم بازه یه چشمم بسته ست.فقط خواستم ثبت کنم وزنمو...فردا که وزنه ندارم به امید خدا پس فردا میرم 77... من و خاطراتم......

ما را در سایت من و خاطراتم... دنبال می‌کنید

برچسب: 458 socom,45,45 years,4506,t,45 days from today,45 degree angle,45 acp,45 cm to inches,457 plan,45 gun, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:42

وااای روزا همینجوری پی هم میگذرن و من سر جام ایستادم....واقعیت اینه که راهمو گم کردم.اصلا نمیدونم کجام و چرا اینهمه درجا میزنم.ذهنم خسته شده...کاهش به من انگیزه میده.من انگیزه ندارم.ادم تا کی هی با استرس بخوره.هی بخورم یا نخورم بگه...امشب خیلی مراعات کردم و با احتیاط خوردم.شب با دیدن عدد وزنم جا خوردم.سحر گفتم گور بابای وزن و یه بشقاب برنج خوردم.با سالاد و سس و حلوااخه من چه مرگمه...وقتی 25 فروردین دوستام تشویقم کردن و با هر کاهش کلی ذوق نشون دادن انگیزه گرفتم 8 کیلو کم کردم و اساسی تغییر کردم.الان بازم نیاز به حمایت دارم.چقدر سخته توی خونه از استرس ای من و خاطراتم......

ما را در سایت من و خاطراتم... دنبال می‌کنید

برچسب: 443 area code,440 area code,44 magnum,44,444,44 bars lyrics,444 meaning,442 area code,44th president,442, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:42

مهمونی دیشب افطار به خانواده احسان به خوبی و خوشی برگزار شد خداروشکر...همین الان همه چی رو جمع و جور کردم و امیرعلی رو شستم و نهارشو دادم و دارم استراحت میکنم.دیروز فعالیتم خیلی زیاد بود.حیف مهمون داشتم نتونستم وزن کنم ولی فکر کنم کاهش داشته بودم :(ولی از اونجایی که افطار و سحر از خجالت خودم در اومدم امروز بعیده کاهش ببینم.از امروز به مامان سارا اعلام وزن میکنم که یه جورایی با هم رقابت کنیم.من رقابت خیلی دوست دارم خیلی برام شیرینه...چقدر وقتی خونه تمیزه حالم خوبه... من و خاطراتم......

ما را در سایت من و خاطراتم... دنبال می‌کنید

برچسب: 425 area code,420,42,423 area code,424 area code,42nd street,42 inch tv,420 meaning,424,42 movie, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:42

مامانم زنگ زده بود.تعریف میکرد که امروز رفتن برای خونه برادرم کابینت ببینن.زن داداشم و دوستش و داداشمم افتادن به جون خونه و دارن تمیز میکنن.یهو انگار منو برق گرفت....انگار همین الان برام جدی شد همه چی...داشتم میوه میخوردم.بیخیال شدم.بلند شدم و امیرعلی رو سپردم به احسان ببره حمام و خودم 6 دقیقه تو خونه دویدم بعدش 48 دقیقه پیاده روی کردم.باید حجم خورد و خوراکم رو کنترل کنم.باید برنامه بریزم.امروز 78.800 بودم.نیاز به حداقل 6 کیلو کاهش دارم.خواهرشوهرم میگه باید از الان بری بگردی دنبال لباسی که میخوای.مامانم میگفت فکر اینکه هفته اخر مونده به عروسی بری خرید من و خاطراتم......

ما را در سایت من و خاطراتم... دنبال می‌کنید

برچسب: 401k,407 area code,408 area code,401k calculator,403b,40 celsius to fahrenheit,40 inch tv,400 days,404,40th birthday ideas, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:42

سلام.عیدتون مبارکاز سه شنبه رفتیم کرج.قرار بود بابامینا اسباب کشی کنن به خونه جدیدمیخواستم شب بمونم پیششون کمکشون کنم.غروب رسیدیم رفتم دیدیم اسبابا پخش و پلا وسط خونه ست.به بابام گفتم اسباب کشی کنیم گفت نه حالا بمونه فردا پس فرداگفتم وای دو روز وسط شلوغی چطور میخواین زندگی کنین.خلاصه علی رغم مخالفتشون زنگ زدم دو تا کارگر اومدن و اسباب کشی کردیم.دقیقا شب عید ساعت 10.30 شروع کردن 12.30 تموم شد.کلی اون وسطا کار ریخته بود رو سر مامان.منم هول هول جمع میکردم چیزی جا نمونهشب خونه مادرشوهرم خوابیدم.اون روز اولین عید عموی مرحومم بود.بعد از نهار زنگ زدم ماما من و خاطراتم......

ما را در سایت من و خاطراتم... دنبال می‌کنید

برچسب: 370z,37 celsius to fahrenheit,37th parallel,370z nismo,37 weeks pregnant,37,37 2 celsius to fahrenheit,370z for sale,37 8 celsius to fahrenheit,37 6 celsius to fahrenheit, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:42

صفحه بندی